حاج ملا هادي السبزواري ( يا يكى از شاگردانش )
9
هادي المضلين ( فارسى )
در روز قيامت اين به آن كى ماند * اين كُشتهء دشمن است و آن كُشتهء دوست اصل و عمدهء ايمان ، اثبات واجب الوجود است . علما و فقها و حكما و عرفا و اواسط الناس و صاحبان عقول ضعيفه ، بلكه اشخاص كور و كر مادرزاد - كه هيچ چيز نديدهاند و از هيچكس هم چيزى نشنيدهاند - در وجود واجب الوجود يكدل و يك جهتاند . هرگاه اندك درد و الم و صدمه به آنها وارد شود ، فورا از خلق اعراض نموده ، توجّه به عالمى مىكنند كه غير از اين عالم است ، مثل اينكه سير آن عالم را بتفصيل كردهاند و اطّلاع دارند و مىدانند . جهان را خالقى باشد خدا نام * كزو آشفته دريا گيرد آرام و كافّهء موجودات را علّت وجود اوست . و همين حالت مكرّر در حيوانات مشاهده شده است كه در شدايد ، بىدرنگ توجّه به مبدأ نموده ، گشايش كار و اصلاح امر خود را از موجد مسئلت مىكنند . آيهء مباركهء : وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها شاهد آن است . و همچنين در هر ذرّهاى از ذرّات عالم اگر شخص اندك فحص و تأمّل و تفكّر نمايد ، وجود و نظم طبيعى و حركت و سكون آنها را بدون صانع ، از حيّز امكان خارج خواهد يافت ؛ و اگر در مكافات اعمال شخص تعقّل كند ، خواهد دانست نظم امور در باطن كه مستور است به چندين درجه از نظم ظاهر بيشتر است كه اگر در باطن ناظم و حاكمى نبود ، در ظاهر مكافات عمل واقع نمىشد ؛ و نيز چندين هزار دليل در آفاق و انفس بر وجود صانع موجود است كه ذكر آنها سبب تطويل خواهد شد .